فرمایش نبی اکرم:

رسول خدا صلی الله علیه و آله هفت نفر را لعنت کردند که یکی از آنان مردی است که درباره پوشش و عفت همسرش بی توجه است.

[ 28 اردیبهشت 93 ] [ 3:30 ] [ حسینی المدنی ] [ یک نظر ]
مهدی ستیزان

1.صهیونیسم مسیحی

2.فرقه های انحرافی

3.دگر اندیشان

4.مستشرقان

5.مدعیان دروغین

[ 16 اردیبهشت 93 ] [ 18:17 ] [ حسینی المدنی ] [ یک نظر ]
دعای فرج

بخوان دعای فرج را که یار برگردد

بخوان دعای فرج را که شب سحر گردد

 

بخوان دعای فرج را اگر که می خواهی

حدیث غیبت یار تو مختصر گردد

 

بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب

وجود نازکش ایمن ز هر خطر گردد

 

بخوان دعای فرج را کنار پرده اشک

که دانه دانه اشکت در و گوهر گردد

 

بخوان دعای فرج را که یار می آید

اگر دلت زره اشتباه برگردد

 

بخوان دعای فرج را و پیشه تقوا کن

که دست لطف خدا با تو همسفر گردد

 

بخوان دعای فرج را که رد نخواهد شد

اگر که ناله و اشک تو بیشتر گردد

 

بخوان دعای فرج را که حل مشکلهاست

اگر که چشم و دل تو خدا نگر گردد

 

 

[ 14 اردیبهشت 93 ] [ 15:49 ] [ حسینی المدنی ] [ 3 نظر ]
غروب جمعه

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد

افق افق دل من  را غبار می گیرد

نه با زیارت یاسین دلم شود آرام

نه با دعای سماتم قرار می گیرد

نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است

که نغمه عشراتم به بار می گیرد

دل صنوبریم زین هوای مه آلود

نه از فراق که از انتظار می گیرد

قسم به عصر که خسران قرین انسان است

مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد

بدان که دلبر ما جان برای یاری خویش

در این دیار هزاران هزار می گیرد

به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است

اگر چه شب ز رفیقان دمار می گیرد

جمال یار چو خورشید عالم افروز است

حجاب نفس تو را زان نگار می گیرد

تمام دلخوشیم یک نگاه کوچک اوست

ز چیست یار من از من کنار می گیرد

اگر که یار نخواهد به جلوه غم ببرد

دل زهیر چو شبهای تار می گیرد

 

زهیر دهقانی آرانی

 

 

 

[ 14 اردیبهشت 93 ] [ 15:46 ] [ حسینی المدنی ] [ نظر دهید ]
غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافردنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

"آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!

[ 14 اردیبهشت 93 ] [ 15:39 ] [ حسینی المدنی ] [ نظر دهید ]
چشم امید2(ندیدم شهی در دل آرایی تو)

ندیدم شهی در دل آرایی تو

به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرور ترینی
فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر
ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من
ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من
ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من
ندیدم کسی را به آقایی تو
امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟
تجلی طه، گل اشک مولا، دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم
گرفتار گودال خونین، گرفتار غم های زینب، سیه پوش قاسم
عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا
نفس های سجاد، نواهای باقر، دعاهای صادق
کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه
تمنای هادی، عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی؟
دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب است و ویران صفایی ندارد
بیا تا جوانم بده رخ نشانم
که این زندگانی وفایی ندارد

برای دانلود صوتی بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

[ 13 اردیبهشت 93 ] [ 14:3 ] [ حسینی المدنی ] [ یک نظر ]
عطر انتظار

گریه ی عاشقان بی اثر نیست

مهدی از حال ما بی خبر نیست

بی تجلای خورشید رویش

روشنی در نگاه بشر نیست

او به جز شیعه یاری ندارد

شیعه را غیر خون جگر نیست

ای بسا شب که رفت و سحر شد

شام هجران ما را سحر نیست

بی فروغ است و دلگیر و تاریک

آسمانی که در آن قمر نیست

شیعه باشد جدا از امامش

مثل طفلی که او را پدر نیست

[ 12 اردیبهشت 93 ] [ 13:47 ] [ حسینی المدنی ] [ 2 نظر ]